هیچ مشتریای در اولین برخورد خرید نمیکند؛ یا دستکم بیشترشان اینطور نیستند. مسیر از «اولین بار اسم شما را شنیدم» تا «از شما خرید کردم» چند مرحله دارد و قیف فروش همین مسیر را روی کاغذ میآورد تا بدانید در هر مرحله چه کاری باید بکنید.
مرحلهی اول: آگاهی
مخاطب هنوز شما را نمیشناسد و شاید حتی نداند مشکلی دارد که شما حلش میکنید. اینجا جای محتوای آموزشی، شبکههای اجتماعی و تبلیغات گسترده است. هدف، دیده شدن است؛ نه فروش.
مرحلهی دوم: بررسی
مخاطب حالا میداند چه میخواهد و گزینهها را مقایسه میکند. نمونهکار، مطالعهی موردی، نظر مشتریان و مقایسههای صادقانه در این مرحله بیشترین اثر را دارند.
مرحلهی سوم: تصمیم
مشتری آمادهی اقدام است و کوچکترین مانع میتواند او را پشیمان کند. فرم کوتاه، فرایند شفاف، پاسخ سریع و یک دکمهی واضح اینجا حرف اول را میزنند.
بیشتر کسبوکارها برای آوردن مشتری به بالای قیف هزینه میکنند، اما پول واقعی در بستن سوراخهای وسط قیف است.
مرحلهی چهارم: وفاداری
فروش پایان مسیر نیست. نگه داشتن مشتری فعلی معمولاً ارزانتر از پیدا کردن مشتری جدید است. پیگیری بعد از خرید، باشگاه مشتریان و پیشنهادهای شخصیسازیشده، مشتری یکباره را به مشتری همیشگی تبدیل میکنند.
قیف خودتان را چطور بسنجید؟
- برای هر مرحله یک عدد مشخص کنید: بازدید، ثبتنام، درخواست مشاوره، خرید.
- نرخ عبور از هر مرحله به مرحلهی بعد را حساب کنید.
- مرحلهای که بیشترین ریزش را دارد، اولویت اول بهبود شماست.